محمد حسين بن مهدى فراهانى
164
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
از آن مطوف وعده دهنده مىنمايند ، كه فلان مطوف عجب آدم خوبى است و خيلى زحمتكش و بىطمع است ، خوبست مطوفت او را قرار بدهى كه از هر جهت آسوده باشى . حاجى گول مىخورد و قبول مىكند . و از طرفى در هر بندرى كه محل ورود حجاج به ارض حجاز است از قبيل جده يا ينبع و مدينهء طيبه ، يك نفر گماشته يا وابستهء خود را مىفرستند كه در آنجا مواظب باشد و اتباع جمع كند . همين كه حاجى يك كلمه گفت كه مطوف من فلان مطوف است ، فورا اين وابسته و گماشته به مطوف خود خبر مىدهد كه فلان حاجى در ادارهء تو شده ، ملتفت باش . اگر آن حاجى محترم است كه يك دو منزل آن مطوف استقبال او مىكند و يك شب هم دعوتش كرده شامش مىدهد . ديگر اين حاجى خرسوارى و ملك ششدانگى آن مطوف مىشود . اگر فرضا متاع فروشى داشته باشد ناچار بايد به [ ا ] طلاع و صوابديد مطوف بوده و قسمى با خريدار بند و بست مىكند كه نصف آن متاع به او برسد . فرضا حاجى بخواهد متاعى از آنجا به جهت سوغات يا تجارت خريدارى كند ، به طورى با فروشنده كنار مىآيد كه حاجى در نهايت گرانى بخرد و اقلا نصف منافع به او برسد . فرضا حاجى مىخواهد از جده به سعديه برود يا از مكه به مدينه و ينبع مال كرايه كند ، البته بايد به دستيارى مطوف باشد . چنانچه در هذالسنه هركس از جده به ميقات سعديه رفت هيجده ريال كرايهء شتر داد . اين هيجده ريال هفت ريالش كرايهء جمالست كه او مىبرد . در هر شترى يازده ريال آن را پاشا و شريف و قونسول و مطوف و مخرج مىبرند . فرضا حاجى مرد يا كسى از او مرد ، بايد حقى به جهت مطوف منظور شود . نذر و به ايشان خواهد رسيد . فرضا حاجى به عرفات و منى كه برود از بابت كرايهء مال و كرايهء چادر و غيره چيزى به مطوف مىرسد . فرضا حاجى مرد يا كسى از او مرد بايد حقى به جهت مطوف منظور شود . نذر و نياز كه حق مخصوص مطوف است و آخر كار هم اگر اين حاجى فقير و كم پول است ، اقلا « 25 » دو ريال فرانسه كه قريب دوازده هزار دينار ايران است ، بايد حتما حق الزحمه به مطوف بدهد . اگر ندهد يا نداشته باشد امر به مخاصمه و مجادله و عرض به شريف و والى و قونسولات خواهد كشيد و به جبر و عنف و حبس از
--> ( 25 ) - اصل : اقلا بايد